تجربه و مشاهدات شخصی از زندگی فنچ ها - All about zibra finches

عکس خانوادگی فنچ ها البته این خانواده خیلی وسیعتره
دوستان گرامی چندی پیش یکی از دوستان تجربه تلخی را با من در میان گذاشتند! تجربه ای دردناک! و البته چه خوب کاری کردند که این تجربه ناراحت کننده را با من و شما در میان گذاردند؛ زیرا این تجربه ممکن است برای هر یک از ما علاقمندان به نگهداری از حیوانات و مخصوصن علاقه مندان به انواع پرندگان اتفاق بیافتد. این تجربه را در زیر خواهید خواند اما درس تلخی که این تجربه به دوست ما داده و صد البته به همه ما می دهد این است که (ما در قبال موجوداتی که آنها را خریداری میکنیم مسئولیت سنگینی داریم). در واقع ما با خریدن این موجودات اعم از ماهی و پرنده و خزنده مالک آنها نخواهیم بود زیرا که مالک اصلی در نهایت مادر طبیعت است و ما تنها مسئولیت نگهداری و رسیدگی به آنها را خواهیم داشت و البته در این میان لذت بردن از وجود زیبای این خلائق رنگ به رنگ و پر رمز و راز هستی. به قول روباه در کتاب "شازده کوچولو" که امیدوارم همه شما این محبوب ترین کتاب مردم قرن بیستم را خوانده باشید و یا اگر نخوانده اید حتما تهیه و مطالعه فرمایید! " آدم ها این حقیقت را فراموش کرده اند ولی تو نباید فراموش کنی. تو هرچه را اهلی کنی همیشه مسئول آن خواهی بود. تو مسئول گل خود هستی..." بنابراین دوستان گرامی به عنوان یک علاقه مند به فنچ از همه شما خواهش دارم که بعد از گذشت چندی و عادت کردن به وجود پرندگانتان نسبت به آنها به تغذیشان و نظافتشان بی تفاوت نمانید. این موجودات اگر در طبیعت استرالیا رها باشند گلیم خود را از آب در خواهند آورد اما حالا که اسیر قفسهای ما شدند تنها امیدشان به دستان ماست. به نوازش های ما و این که با بهداشت و تغذیه مناسب و متنوع موجبات شادی آنها را فراهم آوریم. اگر در حال حاضر پرندگانی دارید که با اکراه و اجبار از آنها نگهداری میکنید اگر پرندگان بومی ایرانند مانند بلبل خرمایی و سهره و یا حتی طوطی های سبز رنگ در فصل بهار رهایشان کنید و یا اگر از انواع پرندگانی هستند که مثل فنچ بومی ایران نمی باشند به یک فرد علاقه مند و ترجیحن باغ حیوانات و باغ وحش واگزارشان نمایید. با تشکر از دوستی که تجربه خود را با ما در میان گذاشت!

باسلام واحترام
به جهت علاقه ای که به موجودات زنده بویژه پرندگان داشتم سالها پیش بنابه اظهار علاقه ی فرزندانم یک جفت فنچ خریداری کردم و پس از مدتی آنها به 8-7 تارسید،اما متاسفانه کم کم ازآن شور و اشتیاق و توجه و سرکشی های قبلی مان به این موجودات نازنین (که مطالعه ی زندگی شان یک دوره کلاس درس خداشناسی است) تدریجا کاسته شد ، تاجایی که به اطاق مجاور که قفس آنها درآنجا بود رفتم ، درکمال تعجب با وجود بسته بودن درب قفس هیچ آثاری از آنان نبود!
به شدت متاثر شدیم و مانده بودیم پس این 8-7 تا پرنده چه شده اند؟! کجا غیب شان زده؟! در یک لحظه قفس را از بالای دیوار پایین آوردم و با سرعت و اضطراب هرچه تمامتر قلکی را که به شکل آشیانه برای شان طراحی و آماده کرده بودم را ازبالای داخل قفس باز کردم و آنرا در کف اطاق تکان دادم ، ناکهان با کمال تاسف و تاثر دیدم این موجودات نازنین همگی به خاطر گرسنگی به داخل آشیانه و نزد پدر و مادرشان پناه برده اند! و درهمانجا اکثرشان جان داده اند! تعدادی هم که اندک رمقی داشتند بعدها با توجهی که به آنها شد دیگر هیچ وقت به روز اول بازنگشتند!
این خاطره ی تلخ هیچگاه از ذهن مان پاک نشده است و هراز چندگاهی که باز هوس نگهداری این موجودات نازنین به سرم می زند به خودم نهیب می زنم که :شما که احساس مسولیت نمی کنی لیاقت همنشینی با این آیات و نشانه های الهی را نداری ! و به قول شاعر همدانی باباطاهر :
توکه نوشم نه ای نیشم چرایی؟!
به هر حال این خاطره هرچند تلخ بود اما این نکته را می رساند که همانقدر که از بودن در کنار این وجودات زیبا ، بازنین و عزیز لذت می بریم همانقدر هم باید نسبت به حفظ و نگهداری آنها توجه نماییم . مخصوصا بچه های مان. چون بااصرار از پدر و مادرشان می خواهند برای شان پرنده و یا حیوان دیگری را بخرد ، دتی را هم از آن موجود نگهداری می کنند، اما تدریجا آن شوق و اشتیاق فروکش می کند و دیگر آنرا به حال خود رها میکنند و با این کار مرتکب گناه می شوند ! گناه از بین رفتن یک موجود زنده به خاطر غفلت ما !
بهرحال از نوشته های شما بسیار لذت بردم ، چون خیلی بااحساس نوشته اید ، موفق باشید.


چند وقتی هست که فنچ هام رو به خاطر محدودیتی که از نظر سلامت
داشتم به یکی از دوستان واگذار کردم. البته این کار را نه از روی رضایت بلکه به اجبار انجام دادم
.دلم براشون خیلی تنگ شده!
هنوزم وقتی که شبها چراغ آشپرخونه کوچکم را روشن می کنم منتظرم که صدای از خواب بیدار شدن فنچ ها رو بشنوم بنابراین هول می شم. اون موقع ها که بودن وقتی بیدار می شدن
بلند می گفتم لالا کنید لالا ! اونا هم ساکت و متحیر منو نگاه می کردن! یا الان هنوزم وقتی صدای چیزی رو می شنوم با خودم می گم چیزی نیس فنچ ها هستند. فراموش می کنم که دیگه اینجا نیستن. خیلی وقتها این عکس مثبت 18 اونا رو نگاه می کنم و نفس عمیقی می کشم.
یک جورایی می دونم که جاشون خوبه. چون اونا رو به یک پرنده باز حرفه ای واگذار کردم و احوالشون رو دورادور می پرسم. وقتی داشتم می بردمشون که تحویل بدم ساکت بودن ؛ همون احساسی بهم دست داد که موقع فروش اولین ماشینم داشتم. همون موقع که پیکانمو قول نامه کردم و تو بنگاه گذاشتم. وقتی برای آخرین بار از بر خیابان منتهی به راه آهن بهش نگاه کردم خیلی دلم گرفت.
انگار داشت بهم می گفت خیلی نامردی!
اون شب هم همچین حسی بهم دست داد و این حس خیلی شدید تر از موقع فروش ماشین بود. فنچ ها ساکت بودن و با چشم های معصوم گرد و سیاهشون 
منو نگاه می کردن. شاید فکر می کردن این بار هم قراره بریم سفر و دارم می زارمشون تو ماشین.
ولی راستی راستی فنچ ها فکر می کردن؟
من که می گم اونا فکر هم می کردن
چون :

آدم های غریبه رو از آشنا ها تشخیص می دن و وقتی که غریبه ای به قفسشون نزدیک می شه خیلی مضطرب شده و خودشون رو به در و دیوار قفس می زنن
این قوه تشخیص رو داشتن که صاحبشون رو بشناسن و وقتی می خواد براشون آب و دونه بذاره یا آب برای آبتنی زیاد مضطرب نشن
یادمه زیتون فنچ ماده باهوشی که داشتم هر وقت که اون پایین من سیب یا کاهو یا خیار می خوردم میومد اون قسمتی از قفس که به من نزدیک تر بود و همون جا می نشست گردن می کشید و به طور واضح به چیزی که می خوردم نگاه می کرد. منم براش می گذاشتم
متوجه تغییر محیط می شدند و اگر اوضاع محیط جدید رو براه بود حسابی شادی و سر وصدا می کردن
با سلیقه بودن و هر کدومشون تو درست کردن و آراستن لانه سلیقه خودشون رو داشتن بارها دیدم که فنچ نر از دوری ماده اش تو لانه رفت و تغییراتی داد که فنچ ماده فورا فهمید و به وضعیت قبل برگرداندش. بعضی وقتها هم که می دونست آقا با آوردن یک پر خیال خراب کاری داره اجازه ورود نمی داد و پر رو خودش از فنچ نر می گرفت و اون جایی که می خواست قرار میداد.

بعضی وقتها که تعداد جوجه ها و به طبع تعداد مدفوع هم زیاد بود فنچ ماده می رفت و مدفوع های تازه و خیس رو به دیواره های لانه می چسباند و این جوری اوضاع رو سر و سامان می داد و البته پرهای خودش هم شدیدا از آب مدفوع جوجه ها خیس می شد. و وقتی که اوضاع رو می فهمیدم و براش آب می گذاشتم فورا خودش رو تو اون آب می شست.
این قوه تشخیص رو داشتن که جفت واقعی خودشون رو بشناسند! طی مدتی که فنچ داشتم هرگز نتونستم یک فنچ ماده رو به جای فنچ ماده اصلی به فنچ نر قالب کنم. خیلی راحت فنچ غریبه رو میشناخت.
فکر می کردن چون وقتی یکیشون رو از قفس در میاوردم و جایی می بردم که هم دیگه رو نبینن فنچ نر مدام ماده اش رو با آوای خاصی صدا می کرد.
همچنین وقتی جوجه فنچی موقع تمیز کردن قفس بیرون می پرید نر و ماده با در آوردن سر و صدا بیقراری می کردن جالب تر این که وقتی جوجه فراری رو به حال خودش رها می کردی می دیدی که بعد از مدتی می ره و روی قفس پدر و مادر می شینه چون اونجاس که احساس امنیت می کنه!
آره فکر می کردن چون وقتی از دستت در می رفتن یک صدای مخصوص از خودشون موقع رها شدن از دست در می آوردند که انگار دارن به خاطر رهایی شادی می کنن.
فکر می کردن چون وقتی جوجه هام می فهمیدن مامان جانشان بهشون غذا نمی ده دیگه برای غذا به مامان التماس نمی کردن و فقط موقعی که باباشون میومد می فهمیدن که باید انتظار غذا رو داشته باشن.

فکر می کردن چون جوجه ها وقتی به قفس نزدیک می شدی خودشون رو جمع می کردن و به خیال خودشون مخفی می شدن ناملدا!
می فهمیدن و فکر می کردن چون جوهای مرده رو از داخل لانه خارج می کردن و می انداختند دور
به نظرم می فهمیدن چون موقع خواب اگر به هر دلیلی فنچ ماده احساس نا امنی می کرد می رفت پیش فنچ نر و فنچ نر هم با کمال میل جای خودش رو به او می داد. این در حالی بود که فنچ نر به هیچ یک از جوجه های خودش اجازه نمی داد جای خوابش رو بگیرن.
در انتها به نظرم فنچ ها هم همانند کلیه جانواران
دیگر موجوداتی قابل احترام هستند!
به یاد داشته باشیم در صورت خرید این پرندگان ما تبدیل به مالک آنها نمی شویم بلکه تنها مسئول مراقبت از آنها خواهیم بود. 

هم که شده و البته یک زنگ تفریح 
دوست دارم تصاویر زیبا و فانتزی از پزندگان مختلف را قرار بدهم. من خودم وقتی یک مطلب یکنواخت را می خوانم
به شدت دچار خستگی می شوم. بنابراین دیدم بد نیست که اینجا چندتا تصویر بامزه بگذارم. برای دیدن این تصاویر جالب به ادامه بروید. عبارت"ادامه مطلب" را در زیر کلیک کنید. امیدوارم از دیدن این تصاویر زیبا لذت ببرید. 
تصویر +18 فنچ هام در ساعت 2 بعد از نصف شب :)
الان مدتی هست که پست جدیدی تو وبلاگ نگداشتم. جدای از تعطیلات نوروز و اندکی کاهلی
و بی حوصلگی
علت مهم دیگری هم داشت. و آن دقیق تر شدن من روی زندگی فنچ ها بود. به هر حال این وبلاگ ماحصل مشاهدات من
از زندگی یک جفت فنچی هست که دارم! و خب مشاهده و یادداشت برداری هم زمان بری خاص خودش را دارد. امیدوارم که سودمند واقع شود. راستی یادم رفت سال نو رو باز هم به دوستان تبریک عرض میکنم و امیددارم سال پیش رو سال پرباری برای عزیزان باشد.

همیشه فنچ مادر بیش از فنچ پدر تمایل دارد که جوجه ها را از خانه بیرون کند.
در این حالت مادر با عصبانیت پر جوجه های خودش را با نوک می کند و حسابی آنها را کتک می زند.
وقتی فنچ مادر در اثر مزاحمت جوجه ها و به ویژه جوجه های نر خیلی شاکی می شود تا مدتها عصبانی خواهد بود
و جوجه ها را با عصبانیت دنبال میکند.در این حالت فنچ مادر نوک خود را به حالت تهدید آمیزی مدام و سریع به هم می کوبد و صدای تهدید آمیز خاصی از خود تولید میکند که بی شباهت به ناله و نفرین های مادر ها نیست. همون که وقتی شاکی می شن میگن ای الهی ...
وقتی که در نهایت جوجه ها را جدا کردید کاملا می توانید شادی مادر را احساس کنید.
چون صدای مخصوصی از خود در می آورند که نشان از شادی و راحتی خیالشان دارد.
می دانند که حالا می توانند به راحتی و با آسودگی خیال تخم بگذارند و جوجه جدید پرورش دهند. 
فنچ مادر حتی پس از جدا کردن جوجه ها صدای آنها را می شناسد و دنبال میکند و شاید برای فروکش کردن نگرانی خود مدام سرک می کشد و جوجه های خود را که تا لحظاتی پیش کتک می زد و خواهان رفتنشان بود ور انداز می کند. بلاخره مادر ها ته دلشون هیچی نیست.
فنچ ها هم مثل آدم ها بعد از ظهر ها یک یکی دو ساعتی لالا می کنند.
یعنی این موجودات پر جنب و جوش و پر سر و صدا 2 ساعت در بعداز ظهر آن چنان ساکت می شوند که انگار وجود ندارند. بعد وقتی که دقت می کنید می بینید که در خواب ناز هستند.
فنچ ها عموما جای خواب مخصوص به خود را دارند
و جفت ها جای خود را به هم می دهند. ولی امکان ندارد جای خود را به غریبه ها یا جوجه ها بدهند مگر این که غریبه یا جوجه خیلی گردن کلفت شده باشد. بیشتر فنچ ماده است که به نر زور می گه و جای خواب او را تصاحب می کند. فنچ نر هم با کمال میل جای خودش را واگزار می نماید.
فنچ نر و ماده هیچ وقت با جوجه های خودشان جفت گیری نمی کنند. یعنی اصلا اجازه این کار را
به جوجه ها نمی دهند . اما امان از دست جوجه ها که گاهی با هم جفت هم می خورند. 
فنچ ها آفتاب گرفتن و تماشای فضای باز را دوست دارند. البته آفتاب گرفتن نباید از 15 دقیقه بیشتر بشه چون ممکنه فنچ ها در اثر گرمای آفتاب تلف بشن. وقتی دارن آفتاب می گیرن پر های خودشان رو پف می کنن تا نور به سطح پوستشان بتابد.
فنچ ها یکدیگر و همچنین صاحب خود را خوب می شناسند. ولی وقتی غریبه ای می بینند حسابی عصبی شده و صداهای هشدار آمیز از خود در می آورند.
فنچ ها بعد از مدتی به نسبت طولانی درک می کنند که شما قصد آزار انها را ندارید و کم کم حضور شما را در کنار خود می پذیرند.

نرها همیشه وظیفه نگهبانی و هشدار دادن را دارند . آنها در بالاترین نقطه قفس می نشینند و دیده بانی می کنند و در صورت بروز خطر ماده و جوجه های خود را با در آوردن صدایی هشدار دهنده آگاه می کنند.

نوعی زبان دیداری بین فنچ ها جاریست. به طوری که فنچ ماده خوابیده در روی تخم هرگز چشم از نر خود بر نمی دارد
و در صورت بروز خطر از روی نوع نگاه نر می فهمد که خطری
در همین نزدیکیست و از روی تخم ها بلند می شود تا توجه خطر را به خود جلب کند و نه تخم ها.
فنچ ها وقتی که در زمستان ها سردشان می شود به ویژه در قفس های بزرگ یک گوشه دنج پیدا می کنند و به هم می چسبند
تا از گرمای بدن هم استفاده کنند و عملاً با این کار از هدر رفتن گرمای بدن خود و سایر دوستانشان جلوگیری نمایند. این صحنه واقعا دیدنی هستش مخصوصا وقتی مثل بچه ها تقلا می کنن که زیر بقیه قرار بگیرن.
فنچ ها را وقتی که بعد از چند وقت در فضای بسته اتاق بودن به بیرون منتقل میکنید البته حتما در زیر سایه بان متوجه خواهید شد که بسیار شادی می کنند و از خود صداهای شادی آور که نشان دهنده شادی درونی آنها در می آورند. ( با تشکر از مهیار به خاطر یاد آوری این مطلب )

فنچ پدر در وسط با دو جوجه اش که سمت چپی پسر می باشد
جوجه فنچ ها از همان
اولین لحظات بدنیا آمدن دهان خود را برای درخواست خوراکی باز می کنند و ملتمسانه
زبان کوچک خود را به چپ راست حرکت میدهند
چشم جوجه ها اواخر هفته
اول زندگی کم کم رشدش کامل شده و باز می شود
جوجه ها تا 3 روز اول
بیصدا هستند و بعد جیک جیک ظریفی خواهند داشت اما روزهای آخر و در آستانه ترک لانه
صدای گوش خراشی دارند
جوجه ها هرگز در محیط
خواب خود مدفوع نمی کنند آنها حتی زمانی که عملا چشمان بسته ای دارند عقب عقب حرکت
کرده و در حاشیه لانه عمل دفع خود را انجام میدهند
جوجه ها از همان روزهای
اول حتی زمانی که چشم آنها بسته است کرک های خود را با نوک شانه می کنند.
داخل دهان جوجه فنچ ها
به طرز زیبایی خال خال است. در برخی از فنچ ها دهان جوجه خال های شب رنگ و
درخشانی دارد

جوجه فنچ گلدین
در صورت تغدیه خوب جوجه
ها بعد از 21 روز آماده استقلال خواهند بود
نوک جوجه فنچ ها بر عکس
پدر و مادر سیاه رنگ است و بعد از 2 ماه کم کم مثل نوک پدر و مادر قرمز خواهد شد
پسرها از 21 روزگی کم کم
شروع به خواندن میکنند البته نه مثل بابا ولی خوب برای خودشون ادعا دارند
بارها مشاهده شده که
جوجه بزرگتر به خواهر یا برادر کوچکتر خود که دیگر پدر و مادر به آنها خوراکی نمی
دهند غذا داده است. به واقع این عظمتیست که خود من بارها شاهدش بودم

مادر و دو جوجه اش در طبیعت
هرگز جوجه فنچ ها را با دست لمس نکنید.مخصوصاً جوجه های تازه متولد شده را! اگر احیاناً جوجه فنچی از لانه به کف قفس افتاد و خیال داشتید آن را به لانه برگردانید با پوشیدن دستکش این کار را انجام دهید.در غیر این صورت پدر و مادر به او غذا نخواهند داد و جوجه بعد از چند روز تلف خواهد شد.
اصولا جوجه فنچ هایی که در روزهای اول به ویژع 10 روز اول به دنیا آمدن خوب تغذیه شده اند
مثلا تغذیه با تخم مرغ زودتر به بلوغ و استقلال می رسند و اصطلاحا زودتر دان خور می شوند.
حتی در مواردی مشاهده شده که هیکل جوجه فنچ ها از پدر و مادر خود که در دوران جوجگی صرفا با ارزن بزرگ شده اند بزرگتر
شده است. بنابراین تغذیه جوجه ها بسیار حائز اهمیت است و در سلامت بزرگسالی آنها تاثیر قابل توجهی دارد.

بعد از
انجام جفت گیری و ساخت لانه فنچ ماده یک روز در میان شروع به گذاشتن تخم می نماید
و 4 تا 6 تخم 
می گذارد. بعد از گذاشتن آخرین تخم فنچ ماده بر روی تخم ها میخوابد.
البته هر دو فنچ به نوبت روی تخم ها می خوابند اما در واقع فنچ ماده بیشتر این کار
را انجام میدهد و هر وقت که نیاز به خوردن آب یا دانه داشته باشد فنچ نر جای او را
می گیرد. در طول مدتی که فنچ ماده روی تخم ها خوابیده فنچ نر جهت دلجویی گاهی برای
او دانه می آورد به این صورت که بعد از خورده شدن دانه و خیساندن آن دانه را از
چینه دانه خود بالا آورده و در اختیار فنچ ماده قرار می دهد. طی این مدت فنچ ها
مدام با نوک خود حالت قرار گرفتن تخم ها را تغییر میدهند تا زرده تخم به دیواره
نچسبد و در وسط قرار بگیرد. بعد از 8 تا 10 روز سروکله جوجه ها کم کم پیدا می شود.
به محض به دنیا آمدن جوجه ها فنچ ها و به ویژه فنچ ماده اقدام به خوردن پوست تخم
ها میکند در واقع فنچ ماده با این کار بخشی از کلسیم از دست رفته بدن خود را جبران
می نماید. بهترین حالت آن است که جوجه ها بدون فاصله متولد شوند زیرا تغذیه آنها
متوازن انجام خواهد شد. همان طور که در تصویر بالا مشاهده مینمایید در حالیکه یکی
از جوجه ها هنوز در داخل تخم برای بیرون آمدن تقلا میکند جوجه دیگر که چند روز پیش
تر به دنیا آمده در مقایسه بسیار رشد کرده است. برخی از پرنده بازان به ویژه پرورش
دهندگان قناری تخم ها را بر می دارند و پس از اتمام دوره تخم گذاری همه را یک جا
در اختیار فنچ قرار می دهند تا جوجه ها هم زمان
به دنیا بیایند. البته با توجه به
ظرافت پوست تخم فنچها این عمل بسیار سخت می باشد. بعد از به دنیا آمدن جوجه ها و
به دلیل بی پر بودن بدن آنها پدر و مادر برای گرم کردنشان تا چندین روز همچنان بر
روی آنها می خوابند.

مقایسه حجم تخم مرغ با تخم فنچ به زیر تخم مرغ توجه کنید
تغذیه جوجه فنچ ها

به محض
بیرون آمدن؛ جوجه با دهانی باز و زبانی متحرک از پدر و مادر تقاضای خوراک 
می کند.
در یکی دو روز اول پدر و مادر با شیره معده خود که آبی زرد رنگ است مبادرت به تغذیه
جوجه ها می نمایند. از روز سوم و یا دوم کم کم به جوجه ها دانه میدهند. پدر و مادر 
دانه را خورده و رویش آب می خورند و آن را برای خیس خوردن در چینه دان نگه
میدارند. بعد از خیس خوردن کامل دانه را با فشار زبان خود وارد دهان جوجه می
نمایند. توجه داشته باشید که در ان مرحله حتماً تا 10 روز یا حتی بیشتر تخم مرغ
پخته و رنده شده در اختیار فنچ ها قرار دهید. فنچ ها و جوجه ها به ویژه به خوردن
سفیده تخم مرغ تازه علاقه خاصی دارند. شما میتوانید یک تخم مرغ پخته را تا سه روز
استفاده نمایید. البته باید حتما باید بخش استفاده نشده را در یک نایلون و در
یخچال نگهداری نمایید. در دو روز اول جوجه ها بی صدا هستند و از روز سوم می توانید
صدای ضعیفی را بشنوید که برای خوراک التماس می کنند. چشم ها هم کاملا بسته است و
بدن به پر فقط یک سری کرک های ظریف وجود دارد که بعدها در زیر پرها مخفی می شوند.
اما به نظر می رسد فنچ ها کرک های ذوران جوجگی را تا به آخر حفظ خواهند کرد.
نکته 1 : لازم
به ذکر است که پدر و مادر فضولات
جوجه ها را در یکی دو روز اول می خورند و این یکی
از عجایب خلقت است. زیرا شاید دلیل پاک بودن امعا و احشا جوجه ها از هرگونه آلودگی
خوراک دفع شده عملاً به یک تونیک مقوی بدل می شود که پدر و مادر با رغبت خاصی آن
را نوش جان میکنند.
نکته 2 : از عجایب دیگر فنچ ها این است که بعد از بیرون آمدن جوجه ها پدر بیشتر از مادر به تغدیه جوجه ها می رسد. به طوری که بعد از بزرگ شدن جوجه ها و در روزهای آخر باز این پدر است که آنها را تغذیه می نماید و مادر دیگر به آنها خوراک نمیدهد.


مراحل رشد یک جوجه فنچ

بعد از
جفت خوردن فنچ ها فرایند لانه سازی
آغاز می شود. با توجه به این که فنچ ها در محیط
طبیعی خود قرار ندارند باید ابزار مورد نیاز لانه سازی را در اختیار آنها قرار
داد. در پرنده فروشی ها لانه های آماده ای وجود دارد که به رنگ های مختلف می باشند
و می توان آنها را خریداری کرد. اما این تازه قسمت اول کار است . باید مصالحی را
در اختیار فنچ ها قرار داد که به میل خود و مطابق با سلیقه خود لانه را آماده سازی
کنند. این آماده سازی
یکی از زیبا ترین مراحل کار است و پرورش دهندگان فنچ با
علاقه زیادی آن را دنبال می کنند.

پس از
قراردادن لانه در قفس که بهتر است هم زمان با قرارگرفتن فنچ ها در همان قفس باشد.
فنچ ها چند روزی و یا حتی یک ماهی به ارزیابی آن می پردازند. بعد کم کم به آن عادت
کرده و یک سری چیزها را با خود به داخل آن می برند. گاهی هم شبها
در داخل لانه می
خوابند که در این صورت این به منزله آن است که این زوج خوشبخت لانه را پسندیده
است. فنچ ها در این مرحله هر شیئی را که برای لانه سازی مناسب تشخیص دهند با خود
به داخل لانه می برند. این اشیا میتواند خرده روزنامه ، پرهای افتاده و نخ های
پارچه دور قفس باشد.
نکته
مهم : هرگز برای لانه سازی نخ و یا الیاف بافته مشابه
در اختیار فنچ ها قرار ندهید
چون که جز دردسر
چیزی برای شما درست نمیکند. بهترین مصالحی را که در این مرحله
میتوانید در اختیار فنچها قرار دهید عبارت است از پنبه به میزان کم، پوش جارو و پر
.بهترین نوع پنبه غوزه آن است که در پرنده فروشیها موجود می باشد.
برخی از پرورش دهندگان فنچ عنوان می کنند که استفاده از پنبه داروخانه ای موجب ایجاد مشکل در راه رفتن جوجه ها و پاهای آنها خواهد شد.

نمایی از لانه فنچ ها در طبیعت
گاهی فنچ ها از لانه می ترسند و هرگز وارد آن نمی شوند و در این حالت فنچ ماده تخم های خود را در کف قفس یا در طرف دان می گذارد. در این حالت لانه اول را خارج کرده و از یک آتش سرخ کن کوچک قلیان به عنوان لانه استفاده نمایید. به این صورت که مقداری پنبه به میزان لازم در آن قرار داده و با نخ محکم آن را بدوزید. درست مانند لانه ای که پرورش دهندگان قناری از آن استفاده می نمایند. لبه های تیز آن را هم چسب برق سفید بزنید که به بدن جوجه ها و مادر و پدر آسیب وارد نکند بعد آن را در گوشه قفس قرار داده و یکی از تخم های کف قفس را به عنوان فال داخل آن بگذارید. فنچ ها در ابتدا با وحشت به این سازه جدید نگاه می کنند اما بعد از مدتی به آن خو کرده و تخم های بعدی را ماده فنچ در آن خواهد گذاشت.

بعد از
خرید فنچ ها باید چند وقت به آنها فرصت داد تا ارزیابی
بهتری از هم داشته باشند
و
به اصطلاح پرنده فروش ها با هم جفت بخورند.
معمولاً این موضوع در بین پرنده های به
نسبت هم رنگ خیلی سریع اتفاق می افتد. منظور از هم رنگ این است که هر دو فنچ نر و
ماده مثلا خاکستری باشند یا خاکی رنگ یا مثلا سفید. فنچ ها وقتی که با هم جفت می
خورند مثل دوتا دوست
می شوند و اکثر اوقات با هم هستند و در کنار هم می مانند.
نشانه جفت خوردن فنچ ها از این قرار است:
1- فنچ ها به صدای هم پاسخ
میدهند 
2- با هم شروع به پرواز و
شیطنت در قفس می کنند
3- در اوقاتی در روز کنار
هم می نشینند و با نوک خود پرهای جفت خود را شانه
می کنند. هم نر و هم ماده این
کار را انجام میدهد
4- در موقع خوابیدن کنار هم و اکثرا چسبیده به هم میخوابند. البته این الزاما به معنای جفت خوردن نیست

5- به صورت مشترک شروع به ساختن لانه میکنند
6- بسته به نژاد و توان
بدنی فنچ نر با ماده جفت گیری می نماید
و این مطلب در غیر ایام جوجه داری ممکن است
روزی 3 یا 4 نوبت و یا حتی هفته ای 3 یا 4 نوبت باشد
7- موقع آبتنی
فنچ نر ماده
خود را صدا می زند
8- موقع غذا خوردن هم مخصوصا وقتی غذای جدیدی به آنها می دهدید فنچ نر همین کار را انجام میدهد
9- در صورت جدا کردن 2 فنچ جفت خورده نر آن جفتش را مدام صدا می زند.
نکتهٴ مهم : همیشه به خاطر داشته باشید فنچ نر و ماده
یکدیگر را به خوبی می شناسند و نسبت به هم مثل یک انسان احساس
دارند. هرگز
بعد از
جفت شدن آنها را از هم جدا نکنید! من فنچ نر و ماده ای داشتم که مدتها با هم بودن
و ماده را از نر جدا کردم. نر ساعت های متمادی با صدایی مخصوص که تا آن موقع کمتر
آن را شنیده بودم ماده خود را صدا میکرد و به هیچ فنچ ماده دیگری اجازه نمی داد
نزدیک لانه آنها شودو مدام آنها را کتک
می زد. همیشه به یاد داشته باشید فنچ ها هم
مثل ما احساس و عواطف دارند

فنچ ها
پرنده های بسیار تمیزی
هستند. اگر رفتار آنها را به دقت زیر نظر
بگیرید خواهید دید
که آنها مدت زیادی را به تمیز کردن خود
و شانه کردن پرهایشان اختصاص می دهند. البته
شاید این شانه کردن مداوم پرها به دلیل خاریدن جای پرهایی باشد که قرار است به زودی
رشد کنند.با این حال این پرنده های کوچولو ریخت و پاش زیادی دارند. عمده ریخت پاش
این کوچولو ها جدای از مدفوع آنها به پوست ارزن و تخم کتان بر می گردد. بنابراین برای نظافت بیشتر و بهتر فنچ ها
همیشه موارد زیر را رعایت نمایید :
1- تمیز کردن قفس
: قفس فنچها را هر یک هفته یا
حداکثر دو هفته تمیز نمایید.
سعی کنید
اجزاء قفس را خارج و با مایع ظرف شویی شسته و خشک نمایید. البته زمانی که فنچها
جوجه دارند بهتر است این کار را به تاخیر بیاندازید تا جوجه ها از آب و نم خارج
شوند.
2- اسپری الکل : اگر بعد از شستن و خشک کردن قفس به منظور ضدعفونی کمی هم
الکل به اجزا اسپری کنید عالی خواهد بود. چون با این کار عملاً سطح باکتری های
قفس
و اجزای آن را به میزان زیادی کم کرده اید و برای سلامت پرنده ها هم مفید خواهد بود.
3- پارچه دور قفس : برای جلوگیری از پخش شدن پوش دانه ها از پارچه زیر و دور قفس استفاده کنید. این پارچه ها را می توانید از پرنده فروشیها به صورت آماده تهیه نمایید.
4- قراردادن روزنامه : بسته به جای قفس و نوع آن می توانید در کف قفس و زیر خود قفس روزنامه قرار دهید. خوبی روزنامه این است که مایع مدفوع فنچ ها را به خود جذب می کند و از کثیف شدن میله های زیر قفس جلوگیری می نماید.
5- قراردادن ظرف
آب آبتنی : در فصل گرما
همیشه یک
کاسه آب کوچولو مثلا یک ترشی خوری - قبل از تمیز کردن قفس - برای فنچ ها بگذارید
تا توی آن به نوبت آبتنی کنند. توی فصل سرما
و زمستان بهتره این کار را نکنید چون
ممکن است موجب سرماخوردگی
فنچ ها و تلف شدن آنها شود. ظرف آبتنی نباید خیلی گود
باشد وگرنه ممکن است فنچ ها توی آن غرق
شوند.
صحنه آبتنی کردن فنچها و صدا کردن و دعوت فنچ نر از ماده برای آبتنی
خیلی
دیدنی است.
6- شستن ظرف آب :
همیشه آب تازه و تمیز در اختیار فنچ های خود قرار دهید.
ظرف آبخوری فنچ ها را هم حتماً هر بار که پر میکنید به دقت با مایع ظرف شویی
بشورید و مطمئن شوید مایع ظرف شویی در آن باقی نمانده است.

نمونه یک غذای تقویتی خیلی عالی برای فنچ ها
فنچ ها
برای تامین مواد مورد نیاز
بدن خود در محیط طبیعی انتخاب های زیادی دارند. این
انتخاب شامل انواع دانه و گیاهان و صد البته شفیره حشرات
می باشد. ولی در محیط قفس
تغدیه پرنده بستگی به غذایی دارد
که صاحب پرنده در اختیارش قرار می دهد. بنابراین
برای داشتن پرنده هایی سالم باید به تغذیه پرنده های خود توجه خاصی داشته باشیم. باید
طوری تغدیهٴ پرنده
خود را برنامه ریزی نماییم که کلیه نیازهای او اعم از انواع
ویتامین و مواد معدنی و پروتیین تامین گردد در غیر این صورت پرنده به دلیل کمبود
مواد غذایی در برابر بیماریها بسیار آسیب پذیر
می گردد. مهم ترین مواردی را که
میتوان در اختیار فنچ ها قرار داد عبارتند از :
1- ارزن و تخم
کتان : ارزن و تخم کتان ریز
مهم ترین غذای فنچ ها محسوب می گردند. ارزن ریز و تخم کتان ریز را باید به نسبت
چهار به یک با هم مخلوط کرد و در اختیار فنچ قرار داد. یعنی همیشه 1 کیلوگرم ارزن
را با 250 گرم تخم کتان مخلوط نموده و در اختیار فنچ قرار دهید.
2- تخم مرغ آب پز
: یکی از مهمترین منابع تامین پروتیین
مورد نیاز فنچ ها محسوب می گردد. تخم مرغ
به ویژه موقع به دنیا آمدن جوجه ها منبع
پروتیینی عالی برای جوجه ها محسوب می گردد. تخم مرغ آب پز را پس از خنک شدن به
اندازه دو نخود ریز رنده نمایید و مابقی را برای استفاده روزهای بعد در یک کیسه
نایلون قرار داده و در یخچال بگزاریدالبته اگر توانستید جلو شکم خود را برای خوردن بقیه آن بگیرید
راستیتش من یکی که خیلی سعی کردم نشد که نشد . زمانی که فنچ ها جوجه دارند تا 10 روز به
آنها تخم مرغ بدهید. بعد از بزرگ شدن جوجه ها می توانید فقط هفته ای یک بار به
آنها تخم مرغ بدهید.
3- کف دریا : این ماده معدنی که احتمالاً پوسته فسیل شده نوعی نرم تن دریاییست؛ منبع
سرشار کلسیوم می باشد. فنچ ها و به ویژه فنچ ماده در دوران تخم گذاری بسیار به این
ماده معدنی برای تامین کلسیم مورد نیاز پوسته تخم ها نیاز دارد و در صورت عدم
تامین این ماده برای فنچ ها پوسته تخم آنها بسیار آسیب پذیر خواهد شد و از طرفی به
دلیل برداشت کلسیوم از بدن فنچ ماده استخوان های او بسیار آسیب پذیر
و شکننده
خواهد شد. بنابراین هرگز فنچ های خود را از کف دریا محروم نکنید.
4- پوست تخم مرغ : فنچ ها برای تامین کلسیم و بخشی از پروتیین مورد نیاز بدن خود علاقه زیادی به خوردن پوست تخم مرغ دارند. خلاصه اگر روزی برای خودتان نیمرو دوست کردید یک نصفه پوست تخم مرغ را داخل قفس فنچ ها قرار دهید تا به تدریج مصرف نمایند.
5- برگ کاهو،
هویج ، خیار ، گشنیز ، جعفری و سیب : به فنچ ها می توان
در کنار غذای اصلی برگ کاهو ، هویج، خیار و یا سیب داد. این سبزیجات
و میوه ها به هضم
غذای فنچ ها کمک فراوانی می کنند. مضافا بر این که بخشی از ویتامین های مورد نیاز
بدن فنچ ها را هم تامین می نمایند. میتوان یک هفته به فنچ ها سیب داد و هفته بعد
کاهو و الی آخر.
6- قطره مولتی
ویتامین کودکان : برای تامین کامل
مواد مورد نیاز بدن فنچ ها می توان در کنار موارد بالا از قطره مولتی ویتامین
کودکان هم استفاده کرد. موقع شستن و پر کردن ظرف آب پرنده 3 قطره مولتیویتامین
کودکان داخل ظرف چکانده و سپس ظرف را با آب تمیز پر نمایید. خوردن این قطره سلامت
فنچ ها را تضمین می نماید.
نکته بسیار مهم :
با توجه به این که امروزه و بویژه در کشور ما کشاورزان اقدام به مصرف انواع سموم بر روی سبزیجات و میوه ها می کنند ؛ حتما قبل از دادن میوه و یا سبزی آنها را به دقت با مایع ظرفشویی بشورید. در صورت مصرف خیار چه به توسط خودتان و یا پرنده حتما پوست آن را بگیرید و بدون پوست مصرف کنید زیرا سم جذب پوست خیار می گردد و با شستشو نیز از بین نمی رود
فنچ
های بازار ایران اکثراً از فنچ های Zebra یا همان فنچ های گوره
خری استرالیایی هستند. البته من اخیراً در
بعضی از پرنده فروشی ها فنچ های جدیدی را دیدم که اکثرا با قیمت های خیلی بالایی
به فروش می رسند. با این حال تشخیص نر و ماده فنچ های زبرا به نسبت خیلی آسان است.
علت این آسانی هم تفاوت های زیادی است که بین جنس نر
و ماده
این گونه زیبا وجود دارد
.این تفاوت ها به شرح زیر می باشند.

1- رنگ نوک فنچ نر
کمی پر رنگ
تر و بیشتر متمایل به قرمز است در صورتی که رنگ نوک جنس ماده
کم رنگ تر و متمایل
به نارنجی می باشد
2- شکل نوک پرنده نر
هم با
ماده
اندکی متفاوت است. نوک پرنده نر کمی ضمخت تر از پرنده ماده است. نوک ماده
مخروطی تر می باشد
3- در اطراف گونه ها یا لپ
های پرنده نر
در پرنده های خاکستری پرهای قهوه ای کم رنگ وجود دارد که این پرها در
پرنده های روشن تر شکلاتی یا کرم رنگ می باشد. پرنده فروش ها اصطلاحا به این نوع
پرها سیبیل می گویند

4- رنگ پرهای پرنده ماده
یکنواخت
است اما در پرنده های نر
این طور نیست. در اطراف شکم پرنده نر پرهای قهواه ای خال
خال وجود دارد. پر زیر شکم نر هم روشن تر از جاهای دیگر می باشد و عمدتاً سفید
است. پرنده نر در جلو سینه هم پرهای سیاه رنگی دارد.
5- با این حال گاهی اوقات
این صفات و رنگ بندی ها یک جا در پرنده نر به وجود نمی آید باید موقع خرید دقت
کنید. مثلا به نوک و رنگ آن حتماً توجه داشته باشید. خود من یک بار بی تجربه تر
که
بودم یک فنچ نر را به جای ماده خریدم
.
6- فنچ های نر
علاوه بر بوق
بوق کردن
آواز هم میخوانند و چه چه
می زنند اما فنچ های ماده
فقط بوق بوق می کنند.
البته شنیدن صدای خواندن فنچ نر تو سروصدای پرنده فروشی عملا غیر ممکن است
7- راستی به این فنچ ها فنچ
گریان ![]()
هم می گویند چون یک خط مشکی رنگ به صورت عمود به زمین از زیر چشم های این
فنچ کشیده شده که تداعی کننده خط اشک می باشد

1- بعد از فراهم آوردن قفس
مناسب و آب و غذا و کف دریا نکته مهم بعدی این است که "هیچوقت برای خریدن فنچ
عجله نکنید". ترجیحاً سعی کنید از پرنده فروشی های معتبر مبادرت به خرید فنچ
نمایید. مدتی پرنده های پرنده فروشی اعم از قناری ، سهره ، طوطی ، طرقه و البته
فنچ ها را زیر نظر بگیرید
. ببینید
آیا فنچ بیماری
در جمع وجود دارد یا نه و تعداد
آنها چقدر است؟ اگر تعداد زیادی از فنچ های یک قفس بیمارند بهتر است از خریدن فنچ
از آن فروشگاه خودداری
نمایید.

2- فنچ های بیمار
اصولا در
گوشه ای از قفس یا روی میله ها با پرهایی پف کرده کز می کنند. بعضی نیز سرخود را
در لای پرهای پشت خود پنهان کرده می خوابند
. فنچ های بیمار تنفس خیلی متفاوتی
دارند و بعضاً قادر نیستند تعادل خود را در روی میله قفس نگاه دارند. ریختن پرها و
بسته بودن مداوم چشم فنچ ها هم نشانه بیماریست.
3- دقت کنید
از گوش فنچ ها
عفونت یا ترشحی خارج نشده باشد. همچنین بعد از انتخاب فنچ و گرفتن آن توسط فروشنده
به پرهای زیر دم و نزدیک مخرجش نگاه کنید که آلوده به مدفوع نباشد. پرهای این قسمت
از بدن فنچ در صورت ابتلاء پرنده به بیماری اسهال اغشته به مدفوع است.
4- ترجیحاً سعی کنید پرنده های همرنگ را انتخاب کنید. چون به تجربه ثابت شده که پرنده های هم رنگ البته نه الزاماً ولی بهتر جفت می خورند. مثلاً یک جفت پرنده سفید یا یک جفت پرنده خاکستری.
5- اگر برای شنیدن صدای
خواندن فنچ نر و گرفتن جوجه عجله دارید سعی کنید حتما پرنده های بالغ ![]()
خریداری
نمایید.
6- دقت کنید
که فنچ پاها و
ناخن های سالمی داشته باشد. فنچ ها به علت بازیگوشی
و یا در دوران طفولیت اکثراً
بعضی از انگشت های خود را از دست می دهند و بعدها برای حفظ تعادل به ویژه هنگام
جفت گیری مشکل خواهند داشت.

اولین مرحله برای نگهداری هر نوع پرنده خرید قفس و تجهیزات مناسب است. مثلا قفس نگهداری طوطی ، بلدرچین و یا مرغ و خروس با هم متفاوت است. این مطلب تا حدود زیادی بستگی به حجم بدن پرنده و اندازه آنها دارد. در این جا ما در خصوص فنچ و قفس مناسب آنها صحبت میکنیم.
همان طور که در پست های قبل هم به آن اشاره شد فنچ ها
پرندگان بسیار با هوش و پر جنب و جوشی
هستند. از جمله علایق فنچ ها این است که تا
می توانند به این ور آن ور پرواز کرده و اصطلاحا ورجه وورجه کنند. به همین خاطر
قفس های کوچک موجود در بازار به هیچ عنوان مناسب فنچ ها نیست. قراردادن فنچ ها در
قفس های کوچه دقیقا مثل این است که شما را
در سلول انفرادی کوچکی زندانی کنند. به یاد دارم یکی از آشناها 4 عدد فنچ بینوا
را
در یک قفس کوچک انداخته بود. وضعیت این پرندگان بی نوا چنان بود که حتی بالاهای
کوچک خودشان را هم نمی توانستند با خیال راحت باز کنند. با این قفس کوچه و ناراحت
تازه خیال جوجه گرفتن از آن پرنده های بینوا را هم داشت
.
به هرحال ابعاد مناسب قفس برای نگهداری یک جفت فنچ حد اقل باید 30*40 سانتیمتر و ارتفاع حداقل 30 سانتیمتر باشد. امروزه قفس های بسیار زیبا و متنوعی در بازار وجود دارد و شما بسته به نوع سلیقه خود می توانید قفسی را برای نگهداری از پرنده های خود خریداری نمایید. اما همیشه ابعاد مناسب را در نظر داشته باشید.

برخی از پرنده بازها هم بسته به میزان فضایی که در اختیار دارند از قفس های بزرگتر استفاده میکنند . برای مثال از قفس های چوبی مناسب نگهداری بلدرچین استفاده می کنند. این شرایط برای فنچ ها خیلی بهتر خواهد بود و حتی می توان در این قفس ها که ابعادی حدود 120 * 60 سانتیمتر دارند از چند جفت فنچ در کنار هم نگهداری کرد ( حداکثر 4 جفت).
بعضی از افراد هم فنچ ها را به صورت آزاد در داخل پاسیو های منازلشان رها می کنند که این برای فنچ ها دیگر ایدآل ترین حالت است. یکی از دوستان من یک چنین حالتی را در منزل پیاده کرده بود و فنچ ها آزادانه در قسمت های مختلف منزل پرواز می کردند و برای خوابیدن و خوردن دانه به داخل پاسیو می رفتند. با این حال مراقب باشید که پاسیو پنجره بازی نداشته باشد.
پس از خرید قفس نوبت به خرید ظرف دانه و ظرف آب می رسد و البته خرید ارزن ریز بعلاوه تخم کتان ترجیحا ریز . ارزن و تخم کتان باید به نسبت 4 به 1 با هم مخطوط شوند یعنی اگر 1 کیلو ارزن خریدید 250 گرم تخم کتان ریز به آن اضافه کنید. دقت کنید که ارزن مناسب تغذیه فنچ ارزن ریز است و با ارزن درشت ( ارزن مرغ عشق) فرق دارد.
از همان فروشگاه پارچه ای را هم برای نصب در زیر قفس برای جلوگیری از پخش شدن پوسته دانه ها خریداری کنید و در زیر قفس نصب نمایید. خودتان هم می توانید به سلیقه خود پارچه محافظی برای قفس بدوزید.
خرید کف دریا ( کلسیوم) و نگهدارنده کف دریا هم فراموش نشود. فنچها به ویژه در دوران رشد و تخم گذاری بسیار به خوردن کف دریا علاقه نشان می دهند و از این طریق کلسیوم مورد نظر بدن خود را تامین می نمایند.
نکته بسیار مهم در نگهداری از فنچ جای نصب قفس است. توجه
کنید که محل نصب قفس نباید سرد و یا خیلی گرم باشد. دمای فضای منزل بهترین است.
قفس فنچ ها را در تابستان ها به هیچ عنوان در مسیر باد کولر
قرار ندهید و در
زمستان ها هم جلو بخاری
نگدارید. جای قفس ترجیحا آرام و کم رفت آمد باشد. سعی کنید
مگر برای دادن دانه یا گذاشتن آب و کلسیوم زیاد به قفس پرنده دست نزنید. محیط هایی
مثل آشپزخانه ها یا روی یخچال مناسب نگهداری فنچ ها نیستند.
نکته بسیار مهم دیگر این است که هرگز برای نگهداری فنچ از قفس های گرد و یا قفس های با سطح مقطع گرد استفاده ننمایید چون این طور قفسها هم اجازه پرواز مناسب به پرنده را نمی دهند.
به یا داشته باشید هرگز قفس فنچ ها را در زیر نور مستقیم آفتاب قرار ندهید
اکنون مقدمه خرید فرچ ها فراهم شده است.

آقای دکتر احسان مقدس در کتاب ارزشمند " پرورش،نگهداری
و بیماری های فنچ" می گوید که فنچ ها در سرتاسر دنیا از هندوستان گرفته تا اروپا و آفریقا و استرالیا
زندگی میکنند. البته منظور ایشان یک خانواده بزرگ است که فنچ نیز یکی از اعضا کوچک
آن محسوب می گردند. خانواده ای که گنجشک ، سهره ، دم جنبانک و بلبل خرمایی نیز در
آن قرار می گیرند. با این حال لازم به یاد آوریست که فنچ موجود در بازار ایران فنچ
های استرالیایی یا اصطلاحا فنچ های گوره خری هستند. فنچ هایی که برای اولین بار
مستعمره نشینان استرلیا با آن آشنا شده و از آنها نگهداری کردند و به تبع پس از
کشف استرالیا این پرندگان زیبا به سرتاسر جهان راه پیدا کردند. در واقع اگر قاره زیبای
استرالیا کشف نمی شد شاید هرگز امروز ما نمی توانستیم از یک چنین دوستان زیبایی
نگاه داری کنیم. شاید توی قفسهایمان نهایتا سهره ، بلبل خرمایی ، طرقه یا گنجشک بود. یعنی
پرندگانی بومی کشور عزیزمان ایران.
فنچ های استرالیایی – فنچ های بازار ایران- رنگ های متنوعی دارند. رنگ های آنها عبارت است از سفید خالص، سفید متمایل به خاکستری،خاکستری، خاکی یا زیتونی رنگ و ابلغ یعنی تلفیقی از رنگ های بالا.در این گونه از فنچ نرها در مقایسه با ماده ها از پرهای زیباتری برخوردارند. یعنی بخشی از پرهای زیر شکم آنها خال خال قهوه ای است. و پر جلو سینه هم به سیاه می زند. رنگ پرهای زیر شکم پرنده هم از بقیه جاها روشن تر ایت و اغلب سفید روشن می باشد .نوک جنس نر نیز نارنجی تر از نوک ماده می باشد و از لحاظ شکل هم اندکی برجسته تر است.
این نوع از فنچ در کشور بومی خود یعنی استرالیا در گله های
چندصدتایی و یا حتی چند هزارتایی در چمن زارهای این کشور پرسه می زنند. از جمله
جذابیت های این فنچ ها صدای بوق بوق زیبای آنها و زاد و ولد بالایشان ![]()
می باشد.
طوری که برخی به آنها همستر پرندگان نام داده اند. چون همستر نیز از زاد و ولد
بالایی در میان جوندگان برخوردار است.

انواع و اقسام فنچ زبرا
فنچ ها موجودات کنجکاو و اصطلاحاً پر جنب و جوشی هستند و
خیلی دوست دارند که به این ور آن ور بپرند. محیط باز کشور ایران برای فنچ های
استرالیایی محیط امنی نیست. درواقع خیلی هم خطرناک است. مثل این می ماند که شما
بدون هیچ گونه سلاح و آذوقه ای وارد پارک ژوراسک شوید
. اولین دشمن خطرناک فنچ ها
گنجشک ها هستند که بدشان نمی یاد یک کتک حسابی به فنچ ها بزنند. دومین دشمن بزرگ
کلاغ ها و زاغچه های هستند که فنچ را یک لقمه چرب می کنند. قرقی ها و شاهین های
کوچک
هم که جای خود دارد و در همین تهران دودآلود خودمان فراوانند. پیشی ها
هم که
دیگه حسابشان معلوم است. و تازه غذای این نوع فنچ ارزن است که واقعا خیلی کمیاب می
باشد مخصوصا توی شهرها. باز گنجشک ها تقریبا همه چیز خوار هستند. یعنی از نون گرفته
تا بیسکوییت و خورده برنج و انواع گیاهان همه را می خورند. همین گنجشک های نامرد
با همکاری یاکریم های محلمون فلاور باکس پشت پنجره خانه ام را یه سبک آلمانی چره
کردند. نامردها !
همچنین آب و هوای محیط باز کشورمان هم به هیچ عنوان سازگار با طبیعت فنچ ها نیست . خلاصه اگر روزی فنچی خریدید یک وقت هوس نکید که موجود بی نوا را
توی طبیعت رها کنید و فکر کنید که چه کار خارق العاده ای انجام دادید
چون عملاً او
را به کام مرگ
فرستادید.

دو سالی بود که از یک جفت فنچ قهوه ای رنگ نگهداری می کردم
و آن پرنده های زیبا با بوق بوق
کردن های خود و شیطنت هایشان تنهایی های مرا پرکرده بودند. اسم آنها آقا سوتک
و زیتون خانم
بود. گاهی با زیر نظر گرفتن آنها
و دقت در ریزه کاریهای
خلقتشان هر چه بیشتر با خدای خود ارتباط بر قرار می کردم. یک وقت هایی هم با آنها حرف زدم ، برایشان آواز خواندم
و یا برایشان سوت زدم .گاهی هم بی اراده و با عشق برایشان دندان قروچه کردم از همان حالت هایی که در برخورد با بچه کوچولوها به آدم دست میدهد.
بعضی وقتها هم که خیلی شیطونی و سر و صدا کردن سرشان داد کشیدم ![]()
و آنها یک دفعه ساکت
شدند. خلاصه این یک جفت فنچ به بیان دیگر دوستان من بودند
دوستانی
که هیچ وقت به زبان من با من ارتباط بر قرار نکردند اما با حرکات و سکناتشان هزار حرف با من زدند. این رفقای شیطون
انگیزهٴ اولیهٴ نوشتن این بلاگ شدند. انگیزه دیگر این بود که به عزیزانی که این پرنده های زیبا را دارند کمک کنم تا هرچه بهتر این پرنده های زیبا را بشناسند و نیازهای آنها را به خوبی برآورده نمایند. البته همیشه از تجربه عزیزانی که لطف می کنند و تجربیات ارزشمند شان را در اختیار من می گزارند استقبال می کنم. امیدوارم که در این مهم موفق باشم. تا چه پیش آید![]()
