ریز نکته هایی در مورد زندگی فنچ ها

تصویر +18 فنچ هام در ساعت 2 بعد از نصف شب :)
الان مدتی هست که پست جدیدی تو وبلاگ نگداشتم. جدای از تعطیلات نوروز و اندکی کاهلی
و بی حوصلگی
علت مهم دیگری هم داشت. و آن دقیق تر شدن من روی زندگی فنچ ها بود. به هر حال این وبلاگ ماحصل مشاهدات من
از زندگی یک جفت فنچی هست که دارم! و خب مشاهده و یادداشت برداری هم زمان بری خاص خودش را دارد. امیدوارم که سودمند واقع شود. راستی یادم رفت سال نو رو باز هم به دوستان تبریک عرض میکنم و امیددارم سال پیش رو سال پرباری برای عزیزان باشد.

همیشه فنچ مادر بیش از فنچ پدر تمایل دارد که جوجه ها را از خانه بیرون کند.
در این حالت مادر با عصبانیت پر جوجه های خودش را با نوک می کند و حسابی آنها را کتک می زند.
وقتی فنچ مادر در اثر مزاحمت جوجه ها و به ویژه جوجه های نر خیلی شاکی می شود تا مدتها عصبانی خواهد بود
و جوجه ها را با عصبانیت دنبال میکند.در این حالت فنچ مادر نوک خود را به حالت تهدید آمیزی مدام و سریع به هم می کوبد و صدای تهدید آمیز خاصی از خود تولید میکند که بی شباهت به ناله و نفرین های مادر ها نیست. همون که وقتی شاکی می شن میگن ای الهی ...
وقتی که در نهایت جوجه ها را جدا کردید کاملا می توانید شادی مادر را احساس کنید.
چون صدای مخصوصی از خود در می آورند که نشان از شادی و راحتی خیالشان دارد.
می دانند که حالا می توانند به راحتی و با آسودگی خیال تخم بگذارند و جوجه جدید پرورش دهند. 
فنچ مادر حتی پس از جدا کردن جوجه ها صدای آنها را می شناسد و دنبال میکند و شاید برای فروکش کردن نگرانی خود مدام سرک می کشد و جوجه های خود را که تا لحظاتی پیش کتک می زد و خواهان رفتنشان بود ور انداز می کند. بلاخره مادر ها ته دلشون هیچی نیست.
فنچ ها هم مثل آدم ها بعد از ظهر ها یک یکی دو ساعتی لالا می کنند.
یعنی این موجودات پر جنب و جوش و پر سر و صدا 2 ساعت در بعداز ظهر آن چنان ساکت می شوند که انگار وجود ندارند. بعد وقتی که دقت می کنید می بینید که در خواب ناز هستند.
فنچ ها عموما جای خواب مخصوص به خود را دارند
و جفت ها جای خود را به هم می دهند. ولی امکان ندارد جای خود را به غریبه ها یا جوجه ها بدهند مگر این که غریبه یا جوجه خیلی گردن کلفت شده باشد. بیشتر فنچ ماده است که به نر زور می گه و جای خواب او را تصاحب می کند. فنچ نر هم با کمال میل جای خودش را واگزار می نماید.
فنچ نر و ماده هیچ وقت با جوجه های خودشان جفت گیری نمی کنند. یعنی اصلا اجازه این کار را
به جوجه ها نمی دهند . اما امان از دست جوجه ها که گاهی با هم جفت هم می خورند. 
فنچ ها آفتاب گرفتن و تماشای فضای باز را دوست دارند. البته آفتاب گرفتن نباید از 15 دقیقه بیشتر بشه چون ممکنه فنچ ها در اثر گرمای آفتاب تلف بشن. وقتی دارن آفتاب می گیرن پر های خودشان رو پف می کنن تا نور به سطح پوستشان بتابد.
فنچ ها یکدیگر و همچنین صاحب خود را خوب می شناسند. ولی وقتی غریبه ای می بینند حسابی عصبی شده و صداهای هشدار آمیز از خود در می آورند.
فنچ ها بعد از مدتی به نسبت طولانی درک می کنند که شما قصد آزار انها را ندارید و کم کم حضور شما را در کنار خود می پذیرند.
نرها همیشه وظیفه نگهبانی و هشدار دادن را دارند . آنها در بالاترین نقطه قفس می نشینند و دیده بانی می کنند و در صورت بروز خطر ماده و جوجه های خود را با در آوردن صدایی هشدار دهنده آگاه می کنند.

نوعی زبان دیداری بین فنچ ها جاریست. به طوری که فنچ ماده خوابیده در روی تخم هرگز چشم از نر خود بر نمی دارد
و در صورت بروز خطر از روی نوع نگاه نر می فهمد که خطری
در همین نزدیکیست و از روی تخم ها بلند می شود تا توجه خطر را به خود جلب کند و نه تخم ها.
فنچ ها وقتی که در زمستان ها سردشان می شود به ویژه در قفس های بزرگ یک گوشه دنج پیدا می کنند و به هم می چسبند
تا از گرمای بدن هم استفاده کنند و عملاً با این کار از هدر رفتن گرمای بدن خود و سایر دوستانشان جلوگیری نمایند. این صحنه واقعا دیدنی هستش مخصوصا وقتی مثل بچه ها تقلا می کنن که زیر بقیه قرار بگیرن.
فنچ ها را وقتی که بعد از چند وقت در فضای بسته اتاق بودن به بیرون منتقل میکنید البته حتما در زیر سایه بان متوجه خواهید شد که بسیار شادی می کنند و از خود صداهای شادی آور که نشان دهنده شادی درونی آنها در می آورند. ( با تشکر از مهیار به خاطر یاد آوری این مطلب )


















































